عشق مامان ببخش که دیر برات نوشتم
سلام عسلم . مامان اینقدر این چند وقت با تو سرگرم بود که وقت نکرد اینجا برات چیزی بنویسه. آخه خیلی شیرینی و کلی شیطون و کنجکاو. قربونت برم تو این چند وقت کلی کارای جدید کردی . روز 14 آذر برای اولین بار بدون کمک نشستی و روز 15 آذر بدون کمک خودت تنهایی وایسادی:))))))))) مامان کلی ذوق کرد وقتی اینارو دید. 24 آبان اولین دندونت قشنگت رو دیدم گل پسرم و دومیش هم یک هفته بعد:))))) و برات روز 9 آذر جشن دندونی گرفتم :) و آش پختم:). عسلم دیگه کاملا میگی مامان. سامم از روز اول آذر روزای زوج میری خونه مامی و باباچی و مامان سر کار میاد. با سرکارش حرف زده تا آخر امسال روزای فرد نره سر کار و پیش گل پسرش بمونه. آخه نمیخواد خیلی از لحظههای با تو بودنو از دست بده. مامی و باباچی دستشون درد نکنه خیلی دوست دارن و بهت میرسن و باهات بازی میکنن خلاصه فکر میکنم پیش اونا هم کلی خوشحالی:). هنوز هم عاشق شیر ممچی هستی و نه شیشه میگیری و نه پستونک و نه شیر خشک میخوری. از وقتی 5 ماه و نیمت بود غذای کمکیتو برات شروع کردم و الان سرلاک می خوری و سوپ و بعضی وقتا هم سوپتو مثل پوفه برات درست میکنم:). عاشق شیشههای ایستک(دلستری) و دوست داری اونارو تو دهنت کنی. سر سفره نون می دیم دستت و تا آخر غذا خوردمون تو هم نون میخوری.میشینی و من میشینم روبروت با هم ماشین بازی و توپ بازی میکنیم. دالی موشه بازی رو با پتو آبیت خیلی دوست داری. شبا وقتی خستهمیشی و خوابت مییاد به طرف راست و چپت غلط میزنی و میخندی تا خوابت ببره:)).یک کتاب داری که خیلی دوسش داری به قسمت انگور و گربه و سگش که میرسه کلی میخندی و خوشت مییاد. عاشق شترهای دم در اتاقتی و کلاغه رو هم دوست داری:))). با پیانو خرگوشیت کلی بازی میکنی:))))) .عاشق جلد پوشکتی هر وقت میبینی میخوای بگیریش برا جذابیت داره:).خلاسه که کلی شیرین شدی و بزرگ شدی عزیزکم و مامان و بابایی عاشقتن:)



عشق مامان ببخش که دیر برات نوشتم
